تعریف حقوق کار

تعریف حقوق کار

تعریف حقوق کارReviewed by on Dec 30Rating:

تعریف حقوق کار

دربارۀ تعریف حقوق کار اتفاق نظر وجود ندارد و از آنجایی که دیدگاه‌های اجتماعی و فکری حقوق‌دانان در این مورد این رشته از علم حقوق یکسان نمی باشد، پس با توجه به تعریف‌های پیشنهادی حقوق‌دانان کشورهای صنعتی می‌توان حقوق کار را این چنین تعریف نمود.

«حقوق کار بر کلیه روابط حقوقی که از انجام کار برای دیگری ناشی می‌گردد و در هر مورد که اجرای کار با تبعیت نسبت به کارفرما همراه باشد، حاکم می باشد و به عبارتی حقوق کار به بررسی، تجزیه و تحلیل و ارزیابی مقررات حمایتی و آمرانه‌ای می‌پردازد که ناظر به روابط تبعیتی کار می‌باشد و هدف آن تأمین امنیت، عدالت و نظم اجتماعی می باشد.»

پس با تعریفی که از حقوق کار ارائه شد، معلوم می گردد افرادی که دارای کار مستقل می باشند و برای خود کار می‌نمایند؛ مانند اصناف، کشاورزان و نیز صاحبان مشاغل آزاد؛ مانند رانندگان، پزشکان و وکلای دادگستری از شمول قانون کار خارج هستند. از طرف دیگر هر نوع تبعیت و کار برای دیگری نیز تابع قانون کار نمی باشد. بدین معنا که افرادی که تابع قوانین خاص استخدامی می باشند مانند کارکنان دولت از شمول قانون کار خارج می باشند و شرایط آنها تابع حقوق اداری می باشد.

کار برای دیگری، به شرطی مشمول حقوق کار می‌گردد که از شمول هر قانون خاص استخدامی خارج باشد. حقوق کار هر چند ناظر به مقررات حاکم بر روابط کارگر و کارفرماست؛ ولی همیشه روابط یک کارگر و یک کارفرما منظور نظر نیست و بلکه حقوق کار روابط جمعی کار را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. از این رو پیمان‌های جمعی و تشکل‌های کارگری و کارفرمایی از جمله مهم‌ترین مباحث حقوق کار می باشد.

بسیار واضح می باشد که نخستین ویژگی حقوق کار، حکومت آن بر روابط کارگری و کارفرمااست. با الهام از تعریف کارگر در قانون کار، می‏توان به ویژگی دیگر حقوق کار دست یافت و آن عبارت است از” تبعیت و پیروی کارگر از کارفرما”. به این ترتیب می ‏توان حقوق کار را به این صورت تعریف کرد: “حقوق کار مقررات حاکم بر روابط کارگر و کارفرماست به نحوی که انجام کار بوسیله کارگر همراه با تبعیت او از کارفرما می باشد. در اینجا یادآوری این نکته ضرورت دارد که حقوق کار شامل هر نوع کاری نمی باشد. نخستین شرط عبارت است از انجام کار برای دیگری. یعنی کارهایی که در جامعه عرفاً خود اشتغالی نامیده می شوند و افراد خود استادکار خویش بوده و به حساب خود کار می‏ نمایند. مانند: کشاورزان، اصناف تابع قانون کار نیستند. پس در حقوق کار در مقابل کارگر، کارفرما نیز وجود دارد. در عین حال هر نوع کار برای دیگری نیز تابع قانون کار نیست، چرا که کارکنان دولت هم کار خود را تحت تبعیت اداره و دولت انجام می ‏دهند، اما این مقوله در حقوق اداری مورد بحث قرار می گیرد و ارتباطی به حقوق کار ندارد. کار برای دیگری برای اینکه مشمول حقوق کار گردد باید از شمول هر قانون خاص استخدامی خارج باشد. در حقوق کار تکیه اصلی روی حقوق کارگر و تعهدات کارفرماست و مقررات آن به نفع کارگر تبعیض آمیز می باشد، لیکن مسائل دیگری نیز مورد توجه حقوق کارند که از جمله آن مسائل عبارتند از: تعهدات کارگر، حل اختلاف کارگر و کارفرما و بازرسی کار و غیره. همیشه روابط یک کارگر و یک کارفرما منظور نظر نیست. بلکه حقوق کار روابط جمعی کار را نیز مورد بررسی قرار می ‏دهد. از این رو مذاکرات جمعی، پیمانهای جمعی و تشکل های کارگری و کارفرمایی از جمله مهمترین مباحث حقوق کار  می باشد.

حقوق کار متشکل از 2 واژه حقوق وکار می باشد .که به تعریف آن می پردازیم .

‏الف : واژه  حقوق  در زبان فارسی دارای معانی گوناگونی می باشد و معنایی که بیشتر به ذهن متبادر می گردد و به صورت کلی در آن مستتر است، مجموعه بایدها ونبایدها ‏برای ایجاد نظم و عدالت می باشد. دیگر معانی حقوق نیز به فراخور بیان  و خطاب مورد

‏استفاده قرار می گیرد گفته شده که مهمترین کاربردهای واژه حقوق عبارت هستند  از:

‏مجموعه قواعدی که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع می باشند ، حکومت می نماید ‏برای تنظیم روابط  مردم   و حفظ نظم در اجتماع هستند حقوق برای هرکس امتیازهایی در برابر دیگران می شناسد و توان خاصی او می بخشد. این امتیاز و توانایی را   ‏حق می نامند . که جمع  آن حقوق  می باشد و حقوق فردی نیز گفته می شود مانند حق حیات، حق مالکیت،  حق آزادی شغل و حق زوجیت. به اعتبار معنی اخیر می باشد که گاه به عنوان   ‏حقوق بشر مورد حمایت قرار می گیرد  اما واژه حقوق. به معنی نخست، همیشه با ترکیب جمع به کار می رود و برای نشان دادن مجموع نظام ها و قوانین می باشد: مانند  حقوق ایران، حقوق مدنی حقوق بین الملل و حقوق اسلام.

‏حقوق معانی دیگری هم دارد؟ برای مثال، وقتی سخن از حقوق کارمندان دولت یا حقوق دیوانی می شود مقصود دستمزد کارکنان و پولی است که دولت بابت ثبت اسناد رسمی از دو طرف معامله می گیرد. این معانی که بیشتر در امور مالیاتی و حقوق اداری به کار می رود.

‏گاه مقصود از واژه  حقوق ‏علم حقوق است؟ یعنی دانشی که به تحلیل قواعد حقوقی و سیر تحول و زندگی آن می پردازد.  ‏دانشکده حقوق ‏و شعبه های گوناگون حقوق- مانند ا حقوق مدنی و اساسی و کیفری از شایع ترین موارد استعمال همین معنا است.

‏ب-  ‏کار ‏جزء  لاینفک زندگی انسان بوده  و در طرح و  ا ‏جرای موثر کلیه برنامه های توسعه کشور نقش اساسی و تعیین کننده دارد واژه  ‏کار، دارای مفاهیم گوناگون فلسفی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی می باشد و در بحث حاضر بیشتر با مفاهیم اجتماعی و اقتصادی آن توجه داریم و لذا تعریفی که از آن می توان بدست آورد این می باشد که ‏کار  ‏عبارت است از ،  ‏تلاش فردی و اجتماعی انسان ها از طریق به کار انداختن استعدادهای خود ٠ ‏به منظور آماده سازی و تامین نیازها که به اشکال گوناگون خدماتی صنعتی، کشاورزی، معدنی و … می باشد، همچنین مفهوم اقتصادی کار براساس ماهیت و چگونگی آن و قواعد و نظام های حاکم، به انوع گوناگون تقسیم می گردد که از جمله این تقسیم ها، تقسیم کار به کار صنعتی و کار مستقل می باشد. کار به صورت مستقل: یعنی انجام کاری که خود فرد- به عنوان  ‏خویش فرما است که از شمول موازین حقوقی و قانونی کار خارج می باشد. کار تبعی یعنی کسی که کارگر یا نیروی کار خود را در اختیار دیگری یعنی کارفرماقرار داده و در برابر آن مزد می گیرد.

‏   موضوع حق  و کار، کار تبعی می باشد و این امر یکی از ضوابط اساسی تعریف حقوقی کار را تشکیل می دهد.

‏وظیفه تنظیم روابط حقوقی کارگران و کارفرمایان در بستر  ‏کار تابع  ‏، بر عهده حقوق کار می باشد که خود محصول تحولات اقتصادی و صنعتی چند قرن اخیر می باشد در شرایط کنونی، به لحاظ ایجاد و فعالیت موسسات و شرکت های عظیم داخلی و خارجی و گستردگی و پیچیدگی، روابط کار، دچار دگرگونی زیادی شده و به عنوان بخشی از روابط اجتماعی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار گردیده. همچنین با توجه به تحولات و دگرگونی های شگرفی که در سال های اخیر در جنبه های گوناگون مربوط به روابط کار ایجاد شده سیر تحول حقوقی کار از موضوعات حقوو خصوصی صرف توجه به رابطه طرفین قرارداد کار، به موضوعات حقوق عمومی -تدوین مقررات امرانه و حمایتی از کارگر و مرتبط با نظم عمومی و اجتماعی- ناشی از مداخله و نظارت دولت ها و تعیین ضمانت اجراهای حقوقی، کیفری و اداری را در پی داشته  و این امر در نظام حقوقی ایران نیز مانند بسیاری از کشورها، دگرگونی مفاهیم اساسی حقوق کار همچون کارگر، کارفرما، کارگاه، قرارداد کار و شرایط کار را موجب شده که بتدریج در حال دگرگونی در مفاهیم عرفی و نیز ایجاد قواعد یکسان و یکنواخت و همسو با موازین بین المللی می باشد.

‏حق و کار به معنی امروزی آن، نخست در کشورهای صنعتی خودنمایی کرده  است و به رشد خود ادامه داده . بنابراین معمولآ نظریه ها و تعاریف و اصطلاحات این رشته را در ادبیات حقوقی ان کشورها جستجو می نمایند در مورد تعریف حقوق کار، نظریه پردازان هر یک بنا به نگرش و خود نسبت به جهان هستی و موقعیت اجتماعی، تعریغی ‏ارایه داده اند از همه مناسبترتعریف (پل دوران) استاد حقوق کار فرانسه می باشد:

حقوق کار بر همه روابط حقوقی ناشی از انجام برای دیگری حاکم می باشد مشروط بر آنکه اجرای کار با تبعیت یک طرف از طرف دیگر همراه باشد.

‏برای روشن شدن بحث و برداشتی کلی درباره حقوق کار می توان از مجموع نظریه های رایج در کشورهای صنعتی 2 نظریه متفاوت را به کوتاهی یادآور شد:

  • نظریه لیبرالیستی
  • نظریه سوسیالیستی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *